أبي المعالي القونوي ( مترجم : خواجوى )

مقدمه مصحح 7

مرآة العارفين ومظهر الكاملين في ملتمس زبدة العابدين ( فارسى )

[ مقدمه مصحح ] هو بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سپاس مر پروردگارى را كه فضل و كرمش را بر خلايق گسترده و فيض و عطايش را با دهش و محبتش بر ايشان پخش و منتشر كرده ، عالمى كه پنهانىها را داناست و درون‌ها را آگاه ، اولى است كه پيش از او چيزى نبوده و آخرى است كه وى را غايتى نيست ، او را در تمام امورش سپاس و ستايش مىكنم و بر رعايت حقوقش از خودش يارى و كمك مىجويم . به نام آن‌كه جان را فكرت آموخت * چراغ دل به نور جان برافروخت ز فضلش هر دو عالم گشت روشن * ز فيضش خاك آدم گشت گلشن توانايى كه در يك طرفة العين * ز كاف و نون پديد آورد كونين گواهى مىدهم كه پروردگارى جز او نيست و محمد بنده و فرستاده اوست ، از او ظاهر گشته تا خلايق را به مظهريت از حضيض مذلت به اوج هدايت رسانيده و دو سر حلقه هستى را به هم اتصال بخشد . وز ايشان سيد ما گشته سالار * هم او اول هم او آخر در اين كار احد در ميم احمد گشته ظاهر * در اين دور اول آمد عين آخر ز احمد تا احد يك ميم فرق است * جهانى اندر اين يك ميم غرق است شده او پيش و دل‌ها جمله در پى * گرفته دست جان‌ها دامن وى درود نامحدود بر اوصيا و جانشينان او كه امامان و راهنمايان و دستگيران و